خانه وبلاگ
ايميل من
نویسندگان وبلاگ
افسانه
آرشیو وبلاگ
فروردین ۸٩
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
لینک دوستان
شکلات تلخ
در جستجوی دريائی بزرگتر...
آلما خانوم جان
داروخانه شبانه روزی
برگی از دفترچه ايام
من او
مردخاکستری
آريو برزن
موناليزا
تو را من چشم در راهم
بانوانه
عکس های سرزمين خورشيد
عينالی
مترسک خيابان پنجم
زندگی خوب و بدش به کام ماست
پرواز
شخص ثالث
پیامبران کاغذی
داروساز ناخواسته !!
حر فهای برادر علی
دوراه قپون
جاده نمناک
دوران حکومت عشق
قالب وبلاگ
اخبار فناوری اطلاعات
تفريحات اينترنتي
دوستیابی سالم
طراحی وب
فروشگاه اینترنتی
طرفداران پرشین بلاگ
آمار وبلاگ
خروجی وبلاگ
لوگوی دوستان
لینک داغ
به ياد مينا
گاهی وقت ها که دلم خیلی پره ، خیلی لبریزه ، رسیده تا اینجا ، دلم می خواد با یکی حرف بزنم ، دلم می خواد با یکی درددل کنم ،فقط همین . دلم نمی خواد کسی نصیحتم کنه . دلم نمی خواد کسی راهی جلوی پام بذاره .فقط می خوام همون لحظه یکی به حرفم گوش کنه . دلم نمی خواد فردا و پس فردا بهم زنگ بزنن و پرس و جویی کنن . فقط همین یک لحظه یک گوش شنوا می خوام .
فقط تنها کسی که اینجوری بود ، مینا بود .
ای وای ، عزیزم ، چقدر جات خالیه . هرروز هم داره خالی تر میشه .نه گذشت زمان، نبودنت رو کمرنگ میکنه و نه خشم روزگار ، نبودنت رو عادت میکنه .
تو تنها کسی بودی که گوش میدادی . اگه می خندیدم ، با من می خندیدی . اگه گریه می کردم ، اشکت سرازیر میشد . چه قشنگ حس آدم ها رو می فهمیدی . همیشه بودی . حتی اگه خیلی دور بودی و لی دلمان خوش بود که ، تو هستی .
دلم برات تنگ شده . بی معرفت . این روزها که بارون میاد ، دلم بدجور هواتو کرده . یادش به خیر ،شب های بارونی ، برامون sms میدادی که : هوا رو دارین ؟ هوا شدیدا دونفره است . و ما به سرعت یک جمع چهار نفره ای تشکیل میدادیم ؛ که اصلا دونفره ای نداشتن !! این آخر سری ها فقط به ترانه تنها ماندم - محمد اصفهانی گیر میدادی ، یک بار ، دوبار ، سه بار ، چهار بار . داد همه رو در میاوردی .
یادش به خیر عاشق رانندگی توی شبهای باروونی بودی . sms میزدی : بارندگی و رانندگی. پایه ای ؟ وقبل از اینکه من جوابت رو بدم ، دم در خونه ما رسیده بودی .و بعد با نوارهای توی ماشین فال می گرفتیم . یه نیت می کردی و یه نوار و برمیداشتی و میذاشتی توی ضبظ ، تا ببینیم که چی میگه . ای بابا . ..
ياد من باشد که امشب تنها ماندم را بياد تو گوش بدهم . ياد من باشد که امشب که باران ميبارد به ياد تو sms های بارونی برای ساناز و ليلا بفرستم . ياد من باشد که امشب برايت فاتحه بخوانم ، صد صلوات بفرستم و به مامان بگويم که بعد از نماز صبح برايت فاتحه ای بخواند و دعايی بگويد و او مثل هميشه ، غم در تمام چهره اش بدود و بگويد من هرروز برايش دعا می کنم .
عزیز نازنینم ، به خوابم بیا . این بزرگترین و آخرین درخواست یک دوسته . خواب هایی که ازت دیدم ، درهم برهم و کابوس گونه بود . به یمن همین شب های عاشقونه ، همین شب های باروونی به خوابم بیا . چیزی بگو . حرفی . حدیثی . نشانه ای .
دلم خیلی گرفته ...
پيام هاي ديگران () link جمعه ٢ آذر ۱۳۸٦ - افسانه